آنقدر در گفتن يک حرف حاشيه رفتم و به جای نوشتن تنها يک کلمه گوشه ی دفتر خاطراتت شعرهای حاشيه ای نوشتم تا عاقبت در حاشيه ی چشمهايت افتادم . حالا كه حاشيه نشينی را تجربه می كنم ، بگذار يک حرف حاشيه ای ديگر بزنم
تو خیلی بزرگی و من خیلی کوچیک، جالب اینجاست که تو به این بزرگی، هیچ وقت من رو به این کوچیکی، فراموش نمی کنی ، ولی من به این کوچیکی، تو به این بزرگی رو گاهی فراموش میکنم.