تبليغاتX
.....::دل تنگ و تنها::........


.....::دل تنگ و تنها::........




درد و دل

آثار بجا مانده از يك عاشق :

نويسنده :

دوستان

موضوعات :

آمار وبلاگ :
طراح قالب:

لوگوي دوستان

كد جاوا :
 
بدون شرح


نويسنده: پسر تنها مورخ: 91/02/18 در ساعت: 6:5 PM
      |+|
زیر باران

 

   

تنها در زیر باران می توانم به توفکر کنم

حتی برای یک لحظه ...

    

 

نويسنده: پسر تنها مورخ: 91/02/08 در ساعت: 10:57 AM
      |+|
لحظه های تنهایی

   

           

تنهایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی

دله شکسته ام را دوباره  شکست و از قبل پشیمان ترم کرد

تنهایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی

توی شب های که٬فکر تو آزارم می دهد

تنهایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی

لحظه ای که چشمامم داره از در میفته

تنهایــــــــــــــــــــــــــــــ هر لحظه بی تو

                                        

دیگر در این تنهایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی

خودم را هم حس نمی کنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

                   


نويسنده: پسر تنها مورخ: 91/02/08 در ساعت: 10:57 AM
      |+|
بلوتوث قلبتو روشن کن می خوام یه بوس برات بفرستم

 عوارض جانبی.جسمی.روحی.فرد پس از یک بوسه

۱.چشمان نیمه بسته تا یک ساعت

۲.حرکت قلب از سینه به سوی پایین تنه

۳.ایجاد هیجان به صورت مداوم

۴.نوعی فراموشی موقت

۵.به جا ماندن نشانه های عملی مانند رژ لب

۶.احساس لرزش و استرس از نوع مثبت

۷.تلاش دوباره برای بوسه ی بعدی

۸.برای یک لحظه فراموشی تمامی مشکلات

۹.بند آمدن زبان از سخن وری

۱۰.نوعی تاری چشم به صورت کم سوئی


بوسه :

اتصال سیمهای مثبت ومنفی یک جریان برق 6600 ولت که اگه زیاد طول بکشه فیوز مرکزش بدجوری میزنه بالا .


نويسنده: پسر تنها مورخ: 91/02/08 در ساعت: 10:56 AM
      |+|
تکه شعری دیگر

   عشق یعنی چاره

چاره یعنی راه حل

راه حل یعنی تو

و تو یعنی من

و من یعنی بی چاره

و بی چاره یعنی عاشق

عاشق یعنی عشق

من یعنی تو

تو یعنی عشق

عشق یعنی امید

امید یعنی زندگی

زندگی یعنی غم

غم یعنی من

و تو یعنی تمام هستی من

و هستی من یعنی تو

و تو یعنی من



نويسنده: پسر تنها مورخ: 91/02/08 در ساعت: 10:55 AM
      |+|
داستان

برای تو میگویم و مینویسم که بیادت باشم . به یادت که هستم اما میخواهم بیشتر بیادت باشم .
شاید روزی تو مرا تنها بگذاری و بروی .. مثل الان .. اما مطمعا باش که یادت مرا تنها نخواهد گذاشت ..
برای تو که بهترین عشق بودی
برای تو که اولین عشق بودی که بعد از تو نکه عاشق نشدم شدم اما به اندازه تو نه ...
برای تو که بدانی هنوز هم بیادتم .......
به خدا قسم که یادت یک لحظه تنهایم نگذاشت ... حتی این جا
مردمان هزاران شعر میگویند با وزن غزل من یک بیت گویم با وزن تو
من که دلم را به تو داده بودم بی معرفت ..
باز هم برای تو ای بی معرفت ..
بازم هم به پای تو ای بی معرفت ..
بازم بیاد تو ای بی معرفت ..
دیگر رویم نمی شود که بگویم تو را دوست دارم !! آخه احساس یک طرفه که گفتن ندارد !!!
دیگر بگویم برای تو یا نگویم ... آخه دیگر معنایی ندارد ...
کینه را می توان ته دل دفع کرد اما عشق را نمی توان ...
باز هم برای تو ...!
که بیاد تو ...!
    
 

نويسنده: پسر تنها مورخ: 91/02/08 در ساعت: 10:55 AM
      |+|
وقتی دستات تو دستمه یعنی چی؟

یعنی :

از دستاش خسته شدی.

یعنی :

واسه سوزوندن اون می خوای از من استفاده کنی.

یعنی :

هر لحظه از عشق بگی و هیچی ندونی.

هر چند که میگویم و نمی شنوی

می نویسم و نمی بینی

اما بدان که من٬قلب هایمان را

 دست به دست میخواهم.

 


نويسنده: پسر تنها مورخ: 91/02/08 در ساعت: 10:54 AM
      |+|
تنها

۱-خسته شدم بس که دلم بین دو راهی قرار گرفت .

آخر این دو راهه کی پایان می یابد ؟

۲-بس که یک دل نه صد دل عاشقت شدم

کجاست نتیجه ی این عاشقی ؟

۳-بس که هر روز تو را روی دیوار اتاقم 

آخر این قاب عکس نمی خواهد بشکند؟

۴-بس که با خاطره ی تو زندگی کردم

آخر ای دل نمی خواهی فراموشش کنی؟

۵-خسته شدم بس که تو را از راه دور دیده ام

کی میخواهی از این کوچه رد شوی؟

۶-از این قاب عکس خسته شده ام

آخر یه روز خودم میشکنمش.

۷-از این روز و شب خسته شده ام

کی میمیرم؟

۸-از این راه دور خسته شده ام

جای هم ندارم که بروم.

۹-از این دو راهی خسته شده ام

کی همسایه میشویم که از پنجره ی اتاقت ببینمت؟؟/؟؟


نويسنده: پسر تنها مورخ: 91/02/08 در ساعت: 10:53 AM
      |+|
in the rain love

        
هر لحظه زیر باران با تو . چه دل نشین


زیر باران با تو . هر لحظه زیباتر


زیر باران با تو . یک شوق زیباتر


زیر باران با تو . یک رنگ رنگین تر


زیر باران با تو . یک ابر ابری تر


زیر باران با تو . یک اشک اشکین تر


زیر باران با تو . یک قدم به عشق نزدیک تر


زیر باران با تو . یک love بیشتر


زیر باران با تو . یک حالت بهتر


  

                 زیر باران با تو


نويسنده: پسر تنها مورخ: 91/02/08 در ساعت: 10:52 AM
      |+|
چی بگم........

یه عمر همه دنیا رو گشتم

به دنبال یه عشق صادقونه

یه عشقی که بسازه دل رو از ما

بشه تنها چراغ توی خونه

یه عمر پی عشق بی حوس دویدم

بدنبال یه عشق بی بهونه 

 یه عشقی که بشه مرهم زخمام 

 نشه بد تر نمک رو زخم کهنه

تو شبهایی که جای دست پر مهر

چیزی به جز یه دنیا اشک ندیدم

یکی اومد که دوست داشتن می فهمید

منو از اون من خسته جدا کرد

یکی اومد که با احساس پاکش

تموم زخمامو یهو دوا کرد

تو وقتی که همه تنهام گذاشتن

با لبخندش منو از من جدا کرد

برای عاشقی عشقمو دادم

 خیال کردم فقط عشقه  می مونه

ولی جای تموم اون همه عشق

واسم موندش فقط . بغض شبونه

 برای عاشقی . ما کم نذاشتیم 

اینو خودش هم خوب میدونه

با اینکه دلم رو همه شکستن

میخونم باز هنوزم عاشقونه

 میخونم با خودم دیگه بریدم 

 دیگه به آخر جاده رسیدم .

....

...

..

.

 


نويسنده: پسر تنها مورخ: 91/02/08 در ساعت: 10:51 AM
      |+|
چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا بايد الان تو باشي تو خاطره ها

چرا سهممون از عشق فقط فاصله هاس

همه پيش عشقشونن و من چي هان

بايد از عشق بخونم و سختي هاش

وقت رفتنت گفتم باشي بدون من خوش

دروغه كه نگم زندگيم میدون جنگ شد

اشتباهه جداييمون اينو منم دارم ميگم

بايد فهميده باشي که قصد كلماتم چيه

شايد مه زده كه من وتو گم شديم شاید

فاصله زياده و تو دور شدي باید

اینو بدوني که هنوزم عشقم تويي

تو به سادگي رفتي ولي من امشب طوري

تو رويام كه فردا برميگردي

اگه نياي شايد بايد رگ بدم تيغ

 
 
 

نويسنده: پسر تنها مورخ: 91/02/08 در ساعت: 10:48 AM
      |+|
حس غریب

یه پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت

و اون دختره توی یه سی دی فروشی کار میکرد.

اون پسر به دختره در مورد احساسش هیچی نگفته بود.

هر روز به اون فروشگاهی که دختره توش کار میکرد میرفت .

فقط به خاطر صحبت کردن و شنیدن صدای دختره..

بعد از یک ماه اون پسره عاشق مرد ..

وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر پسرک گفت که پسرش مرد.

مادره دخترک رو به اتاق پسرش..

دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده .. دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مرد...

میدونی چرا گریه میکرد ؟

چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میداد....!!..!


    


نويسنده: پسر تنها مورخ: 91/02/08 در ساعت: 10:46 AM
      |+|
شرارهای دلتنگی

برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  lfhssdow2pr30vwqzxb.jpg
مشاهده: 2883
حجم:  71.8 کیلو بایت

شبا وقتی دلتنگت میشــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــم.

لرزشای دستمو احساس نمی کنــــــــــ ـــــــــــــــــم.

غروب افتاب رو حس نمی کنـــــــــــ ــــــــم.

بدنمو حس نمی کنـــــــــــــــــ ــــــم.

درسته قلبمو حس میکنـــ ــم.

 اما احساس نمی کنم که تو سینمـــــــــ ـــ ــ ـــــ ـــه ..

 


نويسنده: پسر تنها مورخ: 91/02/08 در ساعت: 10:45 AM
      |+|
فراموش شده

 

سنگ قبرم را نمی سازد کسی / مانده ام در کوچه های بی کسی

 

بهترین دوستم مرا از یادبرد/ سوختم و خاکسترم را باد برد 


نويسنده: پسر تنها مورخ: 91/02/08 در ساعت: 10:44 AM
      |+|
بدون شرح

 

 

از 3 نفر هرگز متنفر نباش :


فروردینی ها، مهری‌ها، اسفندی ها


چـون بهتـرین هستند


نويسنده: پسر تنها مورخ: 91/02/08 در ساعت: 10:43 AM
      |+|

 

 

سه نفر رو هرگز از دست نده :


خرداد ی ها، مرداد ی ها، بهمنی ها


چـون دوست ِ واقعی هستند


نويسنده: پسر تنها مورخ: 91/02/08 در ساعت: 10:42 AM
      |+|
غروب.......

 

 

نتیجه زندگی، چیزهایی نیست که جمع میکنیم


 

بلکه قلبهایی است که جذب میکنیم


نويسنده: پسر تنها مورخ: 91/02/08 در ساعت: 10:42 AM
      |+|
آسمانی پر از .........

 

عجیب است که پس از گذشت یک دقیقه

 

به پزشکی اعتماد می کنیم؛

 

 
بعد از گذشت چند ساعت به کلاهبرداری !


بعد از چند روز به دوستی


بعد از چند ماه به همکاری


بعد از چند سال به همسایه ای ...


اما بعد از یک عمر به خدا اعتماد نمی کنیم !


دیگر وقت آن رسیده که اعتمادی فراتر آنچه می بایست

 

را به او ببخشیم.

 


او که یگانه است و شایسته ...

 


نويسنده: پسر تنها مورخ: 91/02/08 در ساعت: 10:41 AM
      |+|
زنده بودن

 

زنده بودن حرکتی افقی است از گهواره تا گور


و زندگی کردن حرکتی عمودی است از زمین تا آسمان


نويسنده: پسر تنها مورخ: 91/02/08 در ساعت: 10:40 AM
      |+|
تلخی تنهایی

 

 

چه داروی تلخی است وفاداری به خائن،


صداقت با دروغگو،


و مهربانی با سنگدل ...

 

نويسنده: پسر تنها مورخ: 91/02/08 در ساعت: 10:40 AM
      |+|
این روزها

این روزها

عجیب دلم ببچگی می خواهد

خسته ام...!

یک قلم لطفا...؟!

می خواهم خودم را خط خطی کنم...


نويسنده: پسر تنها مورخ: 91/02/08 در ساعت: 10:38 AM
      |+|
تـنهـا تـــو

یکنفر در هـمین نزدیکــی ها

چــيزی

به وسعت یک زنــدگی برایت جا گذاشته است

خیالـــت راحت باشد

آرام چشمهایت را ببــند

یکنفر برای همه نگرانـــــی هایت بیــدار است

یکنفر که از همه زیبایی های دنیــا

تـنهـا تـــو را بـــــاور دارد ...


نويسنده: پسر تنها مورخ: 91/02/07 در ساعت: 6:31 PM
      |+|
یک شاخه گل رزقرمز

 

http://axgig.com/images/28800912113533335406.png

می دونین تفاوت زندگی با عشق و بی عشق چیه ؟!

وقتی زندگیتو عاشقانه با کسی شروع می کنی که خودت انتخاب

کردی و شناخت کامل رو نسبت بهش داری و با تمام وجودت

دوستش داری٫ هر سختی و گرفتاری را به راحتی تحمل می کنی

و تحمل این سختیا برات لذت بخشه٫

چون دوستش داری و می دونی دوستت داره...

اما وقتی زندگی بی عشقی را شروع می کنی٫

با اینکه می دونی عشق کس دیگه ای٫ تو دلت هست٫

با کوچکترین مشکل می شکنی٫ می تونی صبر کنی٫ اما نمی

خوای٫ چون دوستش نداری٫ کنارش هستی٫ اما دلت جای دیگه

است و برای یکی دیگه پرپر می زنه...

اون وقتکه زندگیت می شه جهنم٫ چون به اجبار فقط

همدیگرو تحمل می کنین...         

عشق و با تمام سختیاش دوست دارم

چون تو تمام لحظه هاش تو رو می بینم

که برای همیشه کنارمی ...

 


نويسنده: پسر تنها مورخ: 91/01/21 در ساعت: 10:4 PM
      |+|
بنام آفریننده عشق که تنهائی را هم افرید

عشقی فراتر از انسان و فروتر از خدا نیز هست؛

و آن دوست داشتن است.

دوست داشتن ازعشق برتر است

و من هرگز خود را

تا سطح بلند ترین قله عشق های بلند ،

پایین نخواهم آورد.

 

نويسنده: پسر تنها مورخ: 91/01/21 در ساعت: 10:3 PM
      |+|
دل دل دل

چراغي روشن كن تا تو را ببينم

جهانت بيش از حد معمول، تاريك است

چاره اي نيست نازنين

براي بودن با تو

يا تو بايد خانه ي دلت راروشن كني

يا من دل سنگت را به آينه ي روحم بكوبم

و يا اينكه ...

جدا باشيم

 


نويسنده: پسر تنها مورخ: 91/01/21 در ساعت: 9:49 AM
      |+|
دریا

کودکی که کفشش را امواج از او گرفته بود، روی ساحل نوشت:

"دریا دزد است!"

مردی که از دریا ماهی گرفته بود روی ساحل نوشت:

"دریا سخاوتمندترین سفره ی هستی است! "

موج دریا آمد و جملات را با خود محو کرد و این پیام را به جا گذاشت:

" برداشت دیگران در مورد خود را در وسعت خویش حل کنیـــــــم"


نويسنده: پسر تنها مورخ: 91/01/21 در ساعت: 9:48 AM
      |+|
عید

 


نويسنده: پسر تنها مورخ: 91/01/09 در ساعت: 9:1 PM
      |+|
دوستت ندارم

میگوییم قـــــلـــــب شیـشـه ای را دوست داریم ولـی آن را می شکنـیم !        

میگوییم بـــــــاران را دوســــت داریم ولی با چتر زیر بـاران می رویم !   

      میگوییم پروانه را دوست داریم ولی آن را درون مشتمان لهش میکنیم !

       میگوییم گـــــــل را دوســــــت داریم ولی از شاخه آن ها را میچینیم!

              میگوییم پرنده هارا دوست داریم ولی آنها را درقفس زندانی میکنیم!

                     میگوییم خدا را دوست داریم ولی هر روز از او دور تر می شویم !

                                پس چه طوری میــخواهیم آدمــــها نترسند وقتی به آنها میگوییــــم:

 "دوســـــتت دارم" 

آسمـــــــــــان


نويسنده: پسر تنها مورخ: 91/01/05 در ساعت: 2:15 PM
      |+|
برای تنهایی

برای تـــــــــــــــــــــــــــــــــــو می نویسم........

برای تويی كه تنهايی هايم پر از يـــــــــاد توست...

برای تويی كه قلبم منزلگه عــــــــــــــــشـــق تـوست...

برای تويی كه احساسم از آن وجود نازنين تـــــــــــوست...

برای تويی كه تمام هستی ام در عشق تو غــــــــــــــرق شد...

برای تويـــی كه چــــــشمانم هــــميشه به راه تو دوخته اســـت...

برای تويی كه مرا مجــذوب قـلب ناز و احـساس پاك خود كردی...

برای تويی كه وجودم را محـو وجــــــــــود نازنين خود كـردی...

برای تويی كه هر لحظه دوری ات برایم مثل یک قرن است ...

برای تويی كه سـكوتـــــت سخت ترين شكنجه من است....

برای تـــــــويی كه قلبــــــــــــــــــــــــــــت پـاك است...

برای تويی كه در عشق ، قـلبت چه بــی باك اسـت...

برای تويـــــی كه عــــشقت معنای بـــودنم اسـت...

برای تويی كه عـــشقت مـــــــعنای بودنم است...

برای تويی كه غمهایت معنای سوختنم است...

برای تویی که آرزوهایت آرزویم است


نويسنده: پسر تنها مورخ: 91/01/05 در ساعت: 1:16 PM
      |+|
هم چون غم
هم چون قطاری که  دودش بر می گردد...

من می رفتم...

دلم بر می گشت …!

 

خـــــــــ ـــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــدایا!!!

صورت حساب لطفا ....

باقیشم مال خودت ،

... ... ...

منو خلاص کن

سیر شدم از زندگی ..!!

آيکـُن هاي ِ دختره 

روزنامه های صبح نوشته بودند :

علاج تنهایی را پیدا کرده اند

تو که میگفتی

مخفی گاهت آسان نیست......

واحد اندازه گیریِ فاصله " مـتــر " نیست ؛

" اشــــــــتیـاق " است ...

مشتاقش که باشی ،

حتی  یک  قـدم  هم .... فاصله ای  دور است!!!

 

 

این روزها همه  به  من

د لـتــنــگــی

هدیه می دهند

 

لطفا آتش بس اعلام کنید!

تمام شد

 

دلـــــــــم...!

 

 سلسله اشکــــانيـــان چشمـــانــــم

هيچگاه منقـــــرض نخواهد شد... !!!!

من

از تبار آل مويـــــه ام ... !!!

 

 

دچار مرگ عاطفی شده ام !




متقاضی بود



اهدا می کنم



زندگی ام را...


نويسنده: پسر تنها مورخ: 91/01/04 در ساعت: 9:33 PM
      |+|